تمام‌شد!

طعم گس خرمالو

امتیاز خرید: 2 امتیاز

30 هزار تومان

تمام‌شد!

شناسه محصول: tame gas دسته: , , برچسب: ,

توضیحات

  • طعم گس خرمالو
  • زویا پیرزاد
  • نشر مرکز

این کتاب مجموعه‌ای از 5 داستان کوتاه است. نویسنده در کتاب طعم گس خرمالو با نگاهی تحلیلی و دقیق به روابط میان انسان‌ها و به خصوص رابطه‌ی میان زن‌ و شوهرها می‌پردازد و با پرداختی سرگرم‌کننده، معایب و اشکالات چنین روابطی را به تصویر می‌کشد. نثر این کتاب ساده و تاثیرگذار است و نویسنده در خلال روایت داستان‌ها به کاوش در ذهن شخصیت‌ها نیز می‌پردازد.

«طعم گس خرمالو»، «آپارتمان»، «پر لاشز»، «سازدهنی» و «لکه‌ها» عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

این کتاب برای نخستین بار در سال 1997 به چاپ رسیده است.

زویا پیرزاد، نویسنده‌ی ایرانی ارمنی تبار است که در سال 1380 و با رمان «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم» ، جوایز مهمی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد و لوح تقدیر جایزه‌ی ادبی یلدا را به دست آورد و با  مجموعه داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» یکی از برندگان جشنواره‌ی بیست سال ادبیات داستانی در سال 1376 و جایزه‌ی کوریه اینترناسیونال در سال 2009 شد.

او در سال 2014 جایزه‌ی شوالیه‌ی«ادب و هنر» فرانسه را دریافت کرد.

این کتاب در 156 صفحه به چاپ رسیده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

پشت میز آشپزخانه به استکان نگاه کرد که هنوز پر بود. چای را لب زد و صورتش توی هم رفت. پا شد قوری را از روی سماور برداشت، توی آبکش کوچک ظرفشویی خالی کرد، آب کشید و چای تازه دم کرد. دوباره پشت میز نشست و فکر کرد « چرا این طور شد؟ تا هفته‌ی پیش که همه‌چی خوب بود. اون روز هم که حرفی نزدم که یهو عصبانی شد. فقط گفتم چرا چند روزه ناهار نمی‌آیی خونه. نگرانش بودم که غذای بیرون مریضش نکنه. کی حرف گلدوزی و نامه‌ی عاشقونه زد که اون طوری پرید بهم.» از یاد حرف‌های مجید گریه‌اش گرفت. بلند شد از روی یخچال جعبه‌ی دستمال‌کاغذی را برداشت. چشمش به بسته‌ی کادوپیچ روی یخچال افتاد و فکر کرد « خوش به حال مریم. دیروز که باهاش حرف زدم چه حالی داشت. یه هفته هم نیست بچه به دنیا اومده همش پسرم پسرم می‌کنه. شوهرش پای تلفن چه غش‌غش‌هایی می‌زد.» بسته‌ی هدیه را از روی یخچال برداشت و چند لحظه نگاهش کرد.« خدا کنه کسی براش شیشه شیر گرم‌کن نبرده باشه.» بسته را گذاشت روی میز، نشست روی صندلی، دستش را زد زیر چانه و فکر کرد « کاش بچه‌دار شده بودم. اگه بچه‌دار می‌شدیم، حتما کار به اینجا نمی‌کشید.»

دستمال کاغذی را کشید به چشم‌هاش و فکر کرد «مریم و شوهرش که غریبه بودند باید خوب و خوش باشن و من و مجید که__»

 

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “طعم گس خرمالو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “طعم گس خرمالو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *