زندگی عزیز

امتیاز خرید: 2 امتیاز

36 هزار تومان

موجود در انبار

توضیحات

آلیس مونرو

ترجمه: مژده دقیقی

نشر ماهی

این کتاب روایتگر برهه‌ای از زندگی روزمره زنان و دخترانی است که در لحظه‌ای گذرا، اتفاق یا تلنگری مسیر زندگی‌شان را برای همیشه عوض کرده است.

بیشتر شخصیت‌های مونرو در داستان‌هایش زن هستند. زنانی باروحیه، متفکر و پیچیده. اما با این حال نمی‌توان او را یک نویسنده‌ی فمینیست دانست زیرا زنان در داستان‌های او به دنبال حقوق برابر نیستند و همواره در برابر انتخاب‌های سخت قرار می‌گیرند.

مونرو در داستان‌هایش طوری به زنان و مسائل‌شان می‌پردازد که هیچ نویسنده‌ای پیش از او به این شکل درباره آن‌ها ننوشته است.

مونرو در این مجموعه داستان، ذات زندگی آدم‌های معمولی که ساکن شهرهای کوچک هستند را با قصه‌ها ترکیب می‌کند. بیشتر داستان‌های این مجموعه در محل تولد نویسنده، در روستای وینگ‌هام در ایالت اونتاریو کانادا رخ می‌دهند. شخصیت‌های این مجموعه گاهی مجبور به ترک شهر و محل زندگی‌شان می‌شوند و گاهی هم در نهایت به همان نقطه‌ی امن بازمی‌گردند.

این کتاب شامل 11 داستان کوتاه است که برای نخستین بار در سال 2012 منتشر شده است. این داستان‌ها پیش‌تر در نشریاتی چون نیویورکر و تین‌هاوس به چاپ رسیده‌اند.

« آموندسن»، « رفتن از میورلی»، « گوشه‌ی امن»، « غرور»، « کری»، « چشم‌انداز دریاچه»، « دالی»، « چشم»، « شب»، «صداها» و « زندگی عزیز» عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

این کتاب آخرین اثر آلیس مونرو است. مونرو موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل شد و چند ماه پس از دریافت جایزه برای همیشه از نویسندگی خداحافظی کرد.

این کتاب در 224 صفحه به چاپ رسیده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

گوشه‌ی اتاق ناهارخوری ما، چیزی بود که هر وقت جاروی الکترولوکس را در می‌آوردم تا خانه را تمیز کنم، از دیدنش کمی تعجب می‌کردم. می‌دانستم چیست کیف گلف خیلی نونواری با چوب‌ها و توپ‌های گلف. فقط نمی‌دانستم در خانه‌ی ما چه می‌کند. تقریبا هیچ چیز درباره‌ی این بازی نمی‌دانستم، ولی در مورد آدم‌هایی که گلف بازی می‌کردند برای خودم عقایدی داشتم. از آن آدم‌هایی نبودند که لباس کار می‌پوشیدند، مثل پدرم؛ گو اینکه پدرم هر وقت به مرکز شهر می‌رفت، شلوار کار بهتری می‌پوشید. مادرم را تا حدی می‌توانستم مجسم کنم که از آن لباس‌های ورزشی که باید پوشید می‌پوشد و به موهای نرم و لطیفش که در باد تکان می‌خورد روسری می‌بندد. ولی نه‌این‌که واقعا سعی کند با چوب گلف به توپی بزند و آن را توی سوراخی بیندازد؛ چنین رفتار سبکسرانه‌ای بی‌تردید از او برنمی‌آمد.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “زندگی عزیز”

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “زندگی عزیز”